کودکان اغلب به کار گرفته مي‌شوند زيرا درمقايسه با افراد بالغ انعطاف ‌پذيرتربوده، دستمزد کمتری دريافت مي‌کنند و توانايی مقابله با شرايط نامناسب کاررا ندارند؛ برای بسياری از کودکان، مدرسه يک انتخاب نيست و هزينه فرصت آموزش برای خانواده آنان بالاست. کار اين کودکان امکان تامين هزينه‌های خانواده را فراهم مي‌کند. کار کودکان علاوه برآنکه خود حاصل فقر است به تشديد فقر نيز مي‌انجامد. بسياری از کودکان کار فرصت آموزش را ازدست داده و درنتيجه آنها درآينده تبديل به افرادی مي‌شوند که با بی‌سوادی و فاقد مهارت کاری، بیکاری و فقرهرچه بیشتر آنان را تهدید می‌کند. افراد بی سواد بهره‌وری پايين‌تری دارند، اين کودکان به دليل آنکه در کودکی به دليل فقر والدين خود مجبور به کار کردن بوده‌اند درآينده خود و فرزندانشان نيز فقير خواهند ماند.

خبرنگار ایسنا می‌نویسد: مهدی، کودکی خوش چهره، با ادب و بسيار مظلوم است که در صف شارژ سي‌.ان.جي. به فروش آدامس مشغول است. او ۱۲ سال دارد، در يک خانواده هشت نفری زندگی مي‌کند، فرزند چهارم خانواده است، خانه‌شان دو اتاق دارد و مدرسه را نيز دوست دارد. مهدی مي‌گويد: پدرم در ميدان تره بار مشغول کارگری است ولی درآمد کافی ندارد به همين دليل من را مجبور به کارمي‌کند، علاوه بر من برادران ديگرم هم کار می کنند و خواهرانم نيز در خانه قالی مي‌بافند. وی با تمام زجری که مي‌کشد و اين از چهره خسته‌اش مشهود است، مي‌گويد: به اين کار عادت کرده‌ام، ديگر برايم سختی ندارد، اگر اين کار را نکنم شکم‌مان را نمي‌توانيم سير کنيم.

 مهدی اضافه مي‌کند: مدرسه را دوست دارم و آرزو دارم رييس جمهور شوم تا بتوانم با درکی که از حال و روز افرادی همچون خودم دارم، کمک کرده و آن‌ها را نجات دهم و نگذارم تا بزرگتران‌شان به آن‌ها ظلم کنند. علي، ديگر کودکی است که در چهارراه شيشه‌های خودروهای متوقف شده را با دستمال پاک مي‌کند. ۱۴ سال دارد، پدرش زمانی که علی چهار ساله بود فوت کرده، خواهر کوچکش را که يازده سال دارد، خيلی دوست دارد. علی آرزو دارد هر روز ناهار چلوکباب با دو نوشابه بخورد و بتواند همين غذا را برای خواهر و خانواده‌اش نيز ببرد. وی مي‌گويد، از اواسط کلاس اول از مدرسه بيرون آمده و به کارهای مختلفی چون کفاشي، گل فروشي، آدامس فروشی و پاک کردن شيشه ماشين‌ها مشغول شده است. علی ادامه مي‌دهد: هر روز حدود ۲۵۰۰ تومان درآمد دارم و اکثر اوقات تا دير وقت در چهارراه‌ها مشغول کار هستم و هنگام بازگشتن به خانه نيز هرجا که ماشين مدل بالايی ببينم سعی مي‌کنم شيشه‌های آن را هم پاک کنم.

دکتر حسين معتمدنيا، مديرکل بهزيستی آزربايجان‌شرقی درگفت‌وگو با خبرنگار ايسنا مي‌گويد: برخی ازخانواده‌ها به دليل نداشتن کانون گرم خانوادگی و يا به دلايل مختلف همچون اعتياد سرپرست خانوار، مشکلات اقتصادی، روانی و پرجمعيت بودن خانوار و عدم توانايی در فراهم کردن ملزومات اوليه زندگي، کودکان خود را به بيرون از خانه رانده و به دليل نبود شغل‌های متناسب آنها را به کارهای غير معمول و زننده و گاهاً بزه تشويق مي‌کنند. وی گفت: گاهی کودکان به علاقه خود و اکثرا به زوربه کار گمارده مي‌شوند و اين علاوه بر اينکه مشکلات جسمانی را برای کودکان عارض مي‌کند، مشکلات عديده ديگری چون اختلالات روحي، روانی و عاطفی به دنبال مي‌آورد. دکتر کامران صداقت، يکی از پژوهشگران مسايل اجتماعی نيزدرگفت‌وگو با خبرنگار ايسنا با بيان اين‌که نمي‌توان با وضعيت کنونی به حل معضل کودکان کاردرآينده نزديک دل بست؛ اظهار کرد: با وجود اينکه طبق قانون، کار کردن کودکان ممنوع است اما بر اساس نتايج تحقيقات پيمايشي، هفت درصد کودکان زير۱۴ سال کشور به صورت تمام وقت و يا پاره وقت و حتی به شکل پنهانی کار مي‌کنند. عضو هيات علمی جهاد دانشگاهی آزربايجان‌شرقي، هم‌چنين عنوان کرد: به خاطر نبود تضمين و يا عدم ثبات شغلي، فرهنگ اشتغال در بين پسران به سن ۱۲ سالگی کاهش يافته است.